آب و آینه

بی هنگام اگر شکفتی ،چشم به راه پاییز باش.....

در رویش ِ سبز ِ کدامین فصل

عشق از نگاهت

غنچه خواهد  زد ؟؟؟

 

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/۱/۱٩ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط نیایش نظرات () |

با سپاس و تشکر از همه عزیزان

 نظرات خوانده ولی تایید نمی شوند .

 با احترام.نیایش

 

 

قطار سونامی

 شبانه به نا کجایم برد

بر گُسل زندگی !

مدفون شده ام

          زیر آوار خاطرات !

 سگان ِصلیب سرخ کجایند؟؟؟

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/۱۱/۸ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

طالع سعد خودت را بنگر

و پریدن با شوق

از شب تا دامن نور

خنده ی خورشید در اوج غرور

 و شکوفایی  مریم را در باغ بلور ....

دلت از بوی گل مریم عطر آگین باد !

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢٠ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ توسط نیایش نظرات () |

هر آن شب را

 که من با یاد تو مستم

شب یلدا

و بی خواب است چشمانم  !

یلدا بر  آریاییان  مبارک

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٩/٩/٢٩ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

من چه سر مستم

از این سرمستی و حس ِ حضور

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٩/۸/٢٧ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

هر صبح

دفتر مشقم

پُر از خواب های شبانه !

فلک بر سر رویاهایم !!!

کیف مدرسه ام

با زخم های تازه

تا خانه  لی لی می کند !!!

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٩/٧/٢٢ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

این روزها

 حوصله ام دلتنگ است

یاری نمیکند الفبای  ذهن

حروف شکسته ی دل را

درغربت  خویش جا مانده ام

 شبم بی سپیده

چراغی ...

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/٦/٥ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

لبانت را که می بوسم 

داغش

 آتشی ست بی آشتی

.

شعله میفشان بر دلم

این خانه دیوار ندارد !

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٩/٤/٢۸ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |